مدیرکل منابع طبیعی گیلان خبر داد؛ مهار ۴۰ هکتاری حریق در جنگل های رودبار با بالگرد/ وجود آتش زیر خاکستر

بارش باران در گیلان پس از یک هفته باد گرم

هنگامه قاضیانی بازداشت شد

دستگیری قاتل کمتر از ۳ ساعت در لاهیجان

انتقاد آیت الله مکارم شیرازی به «کاهش ارزش پول ملی» و «آزار مردم از افزایش قیمت کالاها» در دیدار اول رئیسی/ مسأله‌ حجاب با فشار حل نمی‌شود

نیاز مبرم مراکز درمانی گیلان به گروه‌های خونی

افزایش ابتلا به آنفلوانزا در گیلان

محمدی‌اصل با اشاره به هم اندیشی برای ایجاد اشتغال پویا:با شناسایی آسیب‌ها در حوزه گروه هدف می‌توان نقاط قوت را گسترش داد

تعداد زنان تحصیلکرده بیکار،دو برابر مردان است

هشدارهایی که شنیده نمی شود! اعتراض در سکوت گیلانیان با کاهش چشمگیر مشارکت در انتخابات سال های اخیر

کشف ۷۰ کیلوگرم تریاک از کامیونی در رشت

بازداشت اقتصاد دان و استاد دانشگاه شریف

کد خبر: 18836 | تاریخ انتشار: 23:12:37 - شنبه 3 سپتامبر 2022 | بدون نظر | پرینت این مطلب پرینت این مطلب |

یادداشتی به قلم بدون نام/ از تمام خواص و عوام، حلالیت می خواهم(بخش اول)

کاشف خبر / به نقل از عطرکارون، امشب بیش از هر زمان دریافتم، قلمم که سالهاست فقط در دریای متلاطم نقد متبحر است، با عبارتهای تعریف، نا آشنا و در غربت است زیرا حقیقتا نمی دانم چگونه بنویسم که حق مطلب بدون سوء برداشت اداء شود، این امر از جانبی و از جانب دیگر، مسلک و منش و رفتار مردی که قرار بود با او نیز طبق روال بجنگم، حال مرا تا جایی دگرگون و منقلب ساخت که بین عذاب وجدان و شرمندگی بی تکیه مانده ام…‌

بخش اول:

ضمن سلام‌ و احترام

امشب بیش از هر زمان دریافتم، قلمم که سالهاست فقط در دریای متلاطم نقد متبحر است، با عبارتهای تعریف، نا آشنا و در غربت است زیرا حقیقتا نمی دانم چگونه بنویسم که حق مطلب بدون سوء برداشت اداء شود، این امر از جانبی و از جانب دیگر، مسلک و منش و رفتار مردی که قرار بود با او نیز طبق روال بجنگم، حال مرا تا جایی دگرگون و منقلب ساخت که بین عذاب وجدان و شرمندگی بی تکیه مانده ام،

ساعاتی قبل به اقتضای شرایط و برحسب اتفاق با شخصی روبرو شدم که مدتی نه چندان دور وفق منوال، نام و مبحث او حدیث گلایه و اعتراض ما در تصاحب مسئولیت مهمی بود که آن‌ را حق فرزندان خوزستان می دانستم

اما گذشته از اینکه در همان ابتدا متوجه شدم او نیز سید و یک‌ رگش خوزستانی است و سالها در خوزستان‌ سمت و خدمت داشته،

و با عبور از اینکه رزومه پربار و سوابق او نیز فراتر از مرز تعریف یا تمجید، لسان‌ را الکن می گذارد

نجابت و صداقت، فروتنی و تواضع و در عین حال قاطعیت در رفتار مدیرِ تازه‌ از راه رسیده ای که قرار بود مثلا غریبه باشد، پس از چانه زنی با مدیر مادون و شهرستانیِ خود که اتفاقا و متاسفانه هم تبار ماست؛ جهت انجام کاری کاملا قانونی و مانع زدایی برای موضوعی که سالهاست آن‌ مدیر مادون و هم تبار (شما بخوانید خودی) متخلفانه با مانع تراشی و گره بافی، آن را معلق نگه داشته بود، یک‌ لحظه تصور کنید
چه پاسخ و احساسی را می‌تواند به منِ ناظری القاء‌ نماید که یک عمر برای مسئولیت سپاری به امثال آن مدیر مادون کوشیده ام

پریچهر، من و گذشته ام را نمی شناخت، که بخواهد برای جلب توجه و یا تامین نظرم چنین تظاهری کند
و چه نیازی به تظاهر ؟

او که دیگر منصوب شده است.. نه تبلیغات میخواهد، نه لابی ورایزنی و شاید نه حتی حمایتی

مردی که برای معرفی انتخاب مدیران خود، شاخص اصالت خانواده گی فرد را به عنوان یکی از شاخص های قطعی در گفتگو با یکی از دوستانش بنحوی تاکید می کرد، جای چه مفهوم‌ واظهار نظری درباره اصالت خودش را برایم در اینجا باقی می گذارد؟
از خودم شرمنده ام،
با افکارم گسسته، چیزی شبیه درد، وجدانم را آزار میدهد..
قدرت تسلط بر زمان‌ را باخته و بی اختیار پس از هر مقاومت برای تمرکز بر فضای مناقشات‌، از صحبت حاضرین عقب می ماندم و خود را در مرور مقطعی از گذشته ام پرت می دیدم

ادامه دارد..

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین اخبار